حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
408
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
نتايجش يكى پس از ديگرى به ثمر مىرسيد . كتابهاى اسلامى از فرسودگى در امان ماند و در خزانهء بزرگ مراغه گردآورى شد و دانشمندان مسلمان بازگشتند و دوباره گردهم آمدند ، و مدارس اسلامى حركتش را از نو آغاز كردند و انديشهء اسلامى شروع به درخشش و شكوفايى نمود . فقط مانده بود كه نهايتا مغولها را مغلوب كنند . غلبهء نظامى كه غير ممكن بود . اما چرا بايد در انديشهء پيروزى نظامى بود ؟ چرا آنان را در اسلام ذوب نكنيم ؟ چرا به جاى چيرگى نظامى ، از نظر عقيدتى آنان را مغلوب نسازيم وقتى كه مىتوانيم آنان را به مسلمانانى تبديل كنيم و بتپرستى را از جانهايشان بزدائيم كه اين پيروزى بزرگتر است . اين گام بزرگى بود كه طوسى پس از گامهاى ابتدايى در پى آن بود ، ولى موفقيت در آن - به دليل سختىهاى راه - غير ممكن به نظر مىرسيد . ولى كسى كه توانسته بود آن خونآشام را رام سازد و آتش سركشى آن جبار ستمگر را خاموش كند و در برابر چشم و گوش او كتابخانهء اسلامى به پا كند و مدرسهء اسلامى بنيان نهد و مجمع دانشمندان اسلامى را تشكيل دهد ، با اخلاص و ايمان بىپايان خود و با انديشهء عظيم و فكر منظم و تدبير محكم خواهد توانست گرايش به اسلام را در قلوب مغولها وارد كند تا پس از آن ، مسلمان شوند . براى اين مرحلهء سرنوشتساز گروههاى لايقى كه در نقشه كشيدن و اجراى آن به خوبى عمل مىكردند ، آماده ساخت كه در رأس آنها خاندان جوينى بودند كه بر دوستى اهل بيت عليهم السلام و آنچه كه از اخلاص و غيرت و دفاع و فداكارى در راه اسلام ، لازمهء اين دوستى بود ، پرورش يافته بودند . در نهايت مغولها به دست شاگردان طوسى مسلمان شدند و نقشهء او به